پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۷

آن سبک مغزی که بر تن پروری بنهاد دل

از خریت شد اسیر منجلاب آب و گل

می خورم هر لحظه زخم تازه ای زان چشم شوخ

بسکه از هر جنبش مژگان زند ناخن به دل

اختلاط زاهد افسرده با اهل نشاط

سخت ناچسبان بود چون خنده بر روی خجل

ننگ از افعال زشتت می کند دیو رجیم

وای اگر جویا ز کار خود نباشی منفعل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۹کو زبانی که دهم شرح گرفتاری دل
  2. شمارهٔ ۸۲۰کی غمی از پا و کی پروای از سر داشتم
  3. شمارهٔ ۸۲۱ما خاک ره جلوه آن سرو روانیم
  4. شمارهٔ ۸۲۲چشم تا بر آفتاب عارضت وا می کنیم
  5. شمارهٔ ۸۲۳کرده جا تا آن لب میگون به افسون در دلم
  6. شمارهٔ ۸۲۴در راه تو گه جان و گهی سر بفشانیم
  7. شمارهٔ ۸۲۵با شیخ خانقاه می ناب می زنم
  8. شمارهٔ ۸۲۶چو وصف ابروی آن ماه عالمگیر می‌گفتم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.