پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۶

دارد دلم مهر علی از بس که پنهان در بغل

هر ذرهٔ خاکم بود خورشید تابان در بغل

باشد دبستان ترا کیفیت صحن چمن

چون غنچه طفلی هر طرف جزو گلستان در بغل

سیلاب اشکم را بود در موج خیز هجر او

هر قطره طوفان در گره هر موج عمان در بغل

دایم ز بیم خوی او در راه جست‌وجوی او

همچون جرس دارم دلی لرزان و نالان در بغل

یار آید و از خویشتن بهر نثار مقدمش

دل در هوای او رود همچون شرر جان در بغل

جویا من و شاهنشهی کز غایت عز و شرف

با یاد او دارم ز دل پیوسته قرآن در بغل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۸هرگز نبوده غیر توام آرزوی دل
  2. شمارهٔ ۸۱۹کو زبانی که دهم شرح گرفتاری دل
  3. شمارهٔ ۸۲۰کی غمی از پا و کی پروای از سر داشتم
  4. شمارهٔ ۸۲۱ما خاک ره جلوه آن سرو روانیم
  5. شمارهٔ ۸۲۲چشم تا بر آفتاب عارضت وا می کنیم
  6. شمارهٔ ۸۲۳کرده جا تا آن لب میگون به افسون در دلم
  7. شمارهٔ ۸۲۴در راه تو گه جان و گهی سر بفشانیم
  8. شمارهٔ ۸۲۵با شیخ خانقاه می ناب می زنم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.