پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۷

چو بیند آن عذار لاله گون شمع

بریزد جای اشک از دیده خون شمع

به رویت هر که چشمی کرده روشن

رود از خود ز راه دیده چون شمع

روم با اشک و آه از خود که باشد

شب هجرم در این ره رهنمون شمع

مرا جویا ز دلسوزی شب هجر

برد با خویشتن از خود برون شمع

نیست سوز سینه ام را نسبتی با سوز شمع

کی بود تاریکی شبهای ما با روز شمع

تا شود فرش شبستان تو زینت داده اند

مخمل مشکین شب را از گل زرد و زشمع

می گدازد استخوان پیکر ما همچو شمع

چون برافروزد ز می آن سرو بالا همچو شمع

از پی هم بسکه آب دیده بر رخسار ریخت

جاده ها در راه اشکم گشته پیدا همچو شمع

امشب از آتش فشانیهای صهبا دور نیست

پنبه در گیرد اگر بر فرق مینا همچو شمع

در ره تیرت که چون شمع آتشین پیکان بود

هست با هر استخوانم چشم بینا همچو شمع

از تب عشقش که شریانم رگ برق است ازو

شعله ور گردد سر انگشت مسیحا همچو شمع

در شب هجرش گل داغی اگر بر سر زنم

می دواند ریشه جویا تا کف پا همچو شمع

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۹بود از سوز دلم هر قطره خون در تن چراغ
  2. شمارهٔ ۷۹۰میستاند باج از صرصر نگاه تند خلق
  3. شمارهٔ ۷۹۱هر سبزه سراپای زبانست در این باغ
  4. شمارهٔ ۷۹۲گر نیست آفتاب برین در کمین برف
  5. شمارهٔ ۷۹۳ز فیض باده شود پیکر ضعیف شگرف
  6. شمارهٔ ۷۹۴جمله عالم را هویدا کرد عشق
  7. شمارهٔ ۷۹۵هر که بگشاید زبان نطق بیجا پیش خلق
  8. شمارهٔ ۷۹۶رفتم اما بی تو بس بی طاقتم داد از فراق
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.