پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹۱

هر سبزه سراپای زبانست در این باغ

هر شبنمی از دیده ورانست در این باغ

تا چشم گشوده است بود بیخود حیرت

نرگس که ز صاحب نظرانست در این باغ

سرسبزی گلها نه ز باران بهاریست

شد بی تو دلم آب و روانست در این باغ

بی او نه همین غنچه خورد خون دل از غم

گل نیز ز خمیازه کشانست در این باغ

از نیم تبسم ز لب غنچه کند گل

رازی که بصد پرده نهانست در این باغ

شد گرم طپش هر رگ گل چون دل بلبل

تا مرغ دلم بال فشانست در این باغ

خاصیت سیماب اگر نیست بشبنم

چون گوش گل امروز گرانست در این باغ

آب است که روح گل و جان تن خاکیست

هر جوی که جاریست روانست در این باغ

از جلوهٔ او دیدهٔ بد دور که دیده است

جز قد تو سروی که روانست در این باغ

امروز بوصف گل و سنبل دل جویا

چون غنچه سراپای زبانست در این باغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹۳ز فیض باده شود پیکر ضعیف شگرف
  2. شمارهٔ ۷۹۴جمله عالم را هویدا کرد عشق
  3. شمارهٔ ۷۹۵هر که بگشاید زبان نطق بیجا پیش خلق
  4. شمارهٔ ۷۹۶رفتم اما بی تو بس بی طاقتم داد از فراق
  5. شمارهٔ ۷۹۷در کسب هوا کوش که آزاد کند مشک
  6. شمارهٔ ۷۹۸لعل لب او راست ز رنگین سخنی رنگ
  7. شمارهٔ ۷۹۹در راه شوق جانان عزم سفر مبارک
  8. شمارهٔ ۸۰۰از سوز دلم دیدهٔ مهجور شود خشک
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.