پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹۴

جمله عالم را هویدا کرد عشق

آنچه پنهان بود پیدا کرد عشق

عقل را در شهربند غم گذاشت

عیشها در کوه و صحرا کرد عشق

از سویدای دلم بودش مداد

دفتر غم را چو انشا کرد عشق

جلوهٔ خود را به بزم اتحاد

هم به چشم خود تماشا کرد عشق

آسمان را از شفق در خون نشاند

دست خونریزی چو بالا کرد عشق

حسن معنی را ز دلها جلوه داد

خاک را آیینه سیما کرد عشق

درد و سوز و زخم داغ سینه را

از برای ما مهیا کرد عشق

با خس و خار، آتش سوزان نکرد

آنچه جویا با دل ما کرد عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹۶رفتم اما بی تو بس بی طاقتم داد از فراق
  2. شمارهٔ ۷۹۷در کسب هوا کوش که آزاد کند مشک
  3. شمارهٔ ۷۹۸لعل لب او راست ز رنگین سخنی رنگ
  4. شمارهٔ ۷۹۹در راه شوق جانان عزم سفر مبارک
  5. شمارهٔ ۸۰۰از سوز دلم دیدهٔ مهجور شود خشک
  6. شمارهٔ ۸۰۱نه همین چون نی، گلو بی دور ساغر بود خشک
  7. شمارهٔ ۸۰۲در تنم از خون نمی گذاشت فریاد
  8. شمارهٔ ۸۰۳دل از کف رفت بدگو را ز کلفت در وفور زنگ
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.