پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۲

در تنم از خون نمی گذاشت فریاد

لخت دل می آرد از چشمم برون، داد از سرشک

نیست در ویرانهٔ دل آب و آبادانیی

دیده تا گردید در یاد تو آباد از سرشک

از وفور گریه گردیدم به بی صبری علم

آبروی دیده و دل رفت بر باد از سرشک

شورم امشب در زمین و آسمان افتاده است

داد از آه فلک پیما و بیداد از سرشک

دیدهٔ جویا ز فیض یاد رخساری به خاک

ریخت رنگ جلوهٔ حسن پریزاد از سرشک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۴کشیده لاله شراب شبانه از رگ سنگ
  2. شمارهٔ ۸۰۵حسن صدا از آن دهن غنچه فام تنگ
  3. شمارهٔ ۸۰۶باشد کسی که سر خوی او ز جام دل
  4. شمارهٔ ۸۰۷گل کی نهد از ناز قدم بر سر بلبل
  5. شمارهٔ ۸۰۸خنجر مژگان او زد زخم پنهانی به دل
  6. شمارهٔ ۸۰۹چو گل ز فیض صبوحی پر است جام جمال
  7. شمارهٔ ۸۱۰از فیض عشق دید بسی فتح باب دل
  8. شمارهٔ ۸۱۱از نور بندگیست فروغ جبین دل
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.