پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۰

از فیض عشق دید بسی فتح باب دل

دریای رحمت است چو گردید آب دل

پیکان دل شکار کمان ابروی مرا

زنجیر ساز آمده از پیچ و تاب دل

چشمم ز جوش اشک شود بحر موج خیز

در سینه دور ازو چو کند اضطراب دل

هر لاله اش شمیم کباب جگر دهد

جایی که خون فشان گذرد چون سحاب دل

از فیض اشک هر مژه ام چو نرگ گلیست

تا خورده از طرات حسن تو آب دل

در چار موجه کشتی تن از عناصر است

دارد عبث ملاحظه از انقلاب دل

پاشند در خمار شراب نگاه او

جویا ز بخت شور نمک بر کباب دل

کسی است در طلبت حکمران کشور دل

که از گداز نفس ریخت می به ساغر دل

در آب گوهر مقصود می شوی غواص

اگر به بازوی همت شدی شناور دل

سراغ خلوت دلدار یافتم در خویش

زدم ز داغ تمنا چو حلقه بر در دل

رسد به ساحل مقصود زورق سعیش

تنی که یافت ز طوفان عشق لنگر دل

به غیر آتش عشقی به سینه ام جویا

بسان ماهی بی آب شد سمندر دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۲یار می آید و به استقبال
  2. شمارهٔ ۸۱۳می گشاید چشم بستن قفل درهای وصال
  3. شمارهٔ ۸۱۴بیند چو خرامیدن رنگین ترا گل
  4. شمارهٔ ۸۱۵به محشر تا سری از خاک بیرون آورم چون گل
  5. شمارهٔ ۸۱۶دارد دلم مهر علی از بس که پنهان در بغل
  6. شمارهٔ ۸۱۷آن سبک مغزی که بر تن پروری بنهاد دل
  7. شمارهٔ ۸۱۸هرگز نبوده غیر توام آرزوی دل
  8. شمارهٔ ۸۱۹کو زبانی که دهم شرح گرفتاری دل
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.