پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۴

بیند چو خرامیدن رنگین ترا گل

روبد ره جولان تو با موج صفا گل

لخت جگر آویخته در دامن آهم

یا از چمن آورده برون باد صبا گل

بستان ز کفم ساغر می گر همه درد است

کز آب گل آلود نیفتد ز صفا گل

هر شب که بخوابیم هماغوش خیالت

چون غنچه کند یاد تو در بالش ما گل

افروخته رخساره اش از جوش خجالت

تا چهره شد نقش کف پای تو با گل

در باغ ز رخسار چو برقع بگشایی

آیینه ز هر برگ دهد روی نما گل

جویا چو ببیند به چمن مصحف رویش

بی خواست براند به زبان نام خدا گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۶دارد دلم مهر علی از بس که پنهان در بغل
  2. شمارهٔ ۸۱۷آن سبک مغزی که بر تن پروری بنهاد دل
  3. شمارهٔ ۸۱۸هرگز نبوده غیر توام آرزوی دل
  4. شمارهٔ ۸۱۹کو زبانی که دهم شرح گرفتاری دل
  5. شمارهٔ ۸۲۰کی غمی از پا و کی پروای از سر داشتم
  6. شمارهٔ ۸۲۱ما خاک ره جلوه آن سرو روانیم
  7. شمارهٔ ۸۲۲چشم تا بر آفتاب عارضت وا می کنیم
  8. شمارهٔ ۸۲۳کرده جا تا آن لب میگون به افسون در دلم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.