پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۱

از نور بندگیست فروغ جبین دل

جز «عبده» چه نقش سزد بر نگین دل

گام مراد یافته از حاصل دو کون

پاشید آنکه تخم وفا در زمین دل

دارد ز بس لطافت اندام چون خیال

آید ز راه دیده و گردد مکین دل

تا شد حریم خاص تو دارم ز بس عزیز

سوگند می خورم به سر نازنین دل

دارد عداوتی که زبانیست رنگ مهر

اندیشه مند باش ز بیداد کین دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۳می گشاید چشم بستن قفل درهای وصال
  2. شمارهٔ ۸۱۴بیند چو خرامیدن رنگین ترا گل
  3. شمارهٔ ۸۱۵به محشر تا سری از خاک بیرون آورم چون گل
  4. شمارهٔ ۸۱۶دارد دلم مهر علی از بس که پنهان در بغل
  5. شمارهٔ ۸۱۷آن سبک مغزی که بر تن پروری بنهاد دل
  6. شمارهٔ ۸۱۸هرگز نبوده غیر توام آرزوی دل
  7. شمارهٔ ۸۱۹کو زبانی که دهم شرح گرفتاری دل
  8. شمارهٔ ۸۲۰کی غمی از پا و کی پروای از سر داشتم
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.