پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۹

چو گل ز فیض صبوحی پر است جام جمال

به یک پیاله می از صاف رنگ مالامال

ز بد مجوی بجز فتنه چون بیابد دست

زبان شورش زنبور نیست غیر از بال

چنین که سوز غمش در سر تماشاییست

تو گویی از لب هر بام سرزده تبخال

چو غنچه کیسهٔ لب بستگان تهی نبود

به فکر زر مخروش و برای مال منال

ز جنبش مژه چشمش به گفتگو آمد

چه نکته ها که ادا کرده با زبان خیال

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۱از نور بندگیست فروغ جبین دل
  2. شمارهٔ ۸۱۲یار می آید و به استقبال
  3. شمارهٔ ۸۱۳می گشاید چشم بستن قفل درهای وصال
  4. شمارهٔ ۸۱۴بیند چو خرامیدن رنگین ترا گل
  5. شمارهٔ ۸۱۵به محشر تا سری از خاک بیرون آورم چون گل
  6. شمارهٔ ۸۱۶دارد دلم مهر علی از بس که پنهان در بغل
  7. شمارهٔ ۸۱۷آن سبک مغزی که بر تن پروری بنهاد دل
  8. شمارهٔ ۸۱۸هرگز نبوده غیر توام آرزوی دل
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.