پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۸

خنجر مژگان او زد زخم پنهانی به دل

منصب در خاک و خون غلطیدن ارزانی به دل

تا کند با ناوک بیداد او نسبت درست

داده اند از روز اول شکل پیکانی به دل

غنچهٔ امید ما محنت پرستان بشکفد

رو کند از یاد زلفی چون پریشانی به دل

اهل عصیان را ندامت مایهٔ دل زندگی است

سودمند افتاده تریاق پشیمانی به دل

گر مسخر می تواند ساخت دیو نفس را

می رسد در ملک تن جویا سلیمانی به دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۰از فیض عشق دید بسی فتح باب دل
  2. شمارهٔ ۸۱۱از نور بندگیست فروغ جبین دل
  3. شمارهٔ ۸۱۲یار می آید و به استقبال
  4. شمارهٔ ۸۱۳می گشاید چشم بستن قفل درهای وصال
  5. شمارهٔ ۸۱۴بیند چو خرامیدن رنگین ترا گل
  6. شمارهٔ ۸۱۵به محشر تا سری از خاک بیرون آورم چون گل
  7. شمارهٔ ۸۱۶دارد دلم مهر علی از بس که پنهان در بغل
  8. شمارهٔ ۸۱۷آن سبک مغزی که بر تن پروری بنهاد دل
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.