پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۳

دل از کف رفت بدگو را ز کلفت در وفور زنگ

خورد فولاد را سازد چو ناخن بند مور زنگ

فلک را هست در بالا دوی زینت زمهر و مه

بلی شاطر بلند آوازه می گردد ز شور زنگ

کدورت مرد را آخر زبون خویش می سازد

بپیچد گر بود سرپنجه از فولاد زور رنگ

شود از کینه دل در گرد کلفت عاقبت پنهان

سیه گردد چو بر آیینه زور آرد وفور زنگ

بصد شوخی دلم را برد جویا مصرع گویا

سلیمانی کند در عالم آیینه مور زنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۵حسن صدا از آن دهن غنچه فام تنگ
  2. شمارهٔ ۸۰۶باشد کسی که سر خوی او ز جام دل
  3. شمارهٔ ۸۰۷گل کی نهد از ناز قدم بر سر بلبل
  4. شمارهٔ ۸۰۸خنجر مژگان او زد زخم پنهانی به دل
  5. شمارهٔ ۸۰۹چو گل ز فیض صبوحی پر است جام جمال
  6. شمارهٔ ۸۱۰از فیض عشق دید بسی فتح باب دل
  7. شمارهٔ ۸۱۱از نور بندگیست فروغ جبین دل
  8. شمارهٔ ۸۱۲یار می آید و به استقبال
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.