پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۴

کشیده لاله شراب شبانه از رگ سنگ

چو شعله خونش ازان زد زبانه از رگ سنگ

رضا بخوردن خون دادایم این و آن هم نیست

رسانده روزی ما را زمانه از رگ سنگ

چو نبض در طپش آید ز شوق اگر سازند

خدنگ آن مژه ها را نشانه از رگ سنگ

نه لاله است که جوشد چو خون ز سینهٔ کوه

کشیده آتش شوقش زبانه از رگ سنگ

بگو به بینش، جویا! چطور قافیه ایست؟

فسانه از رگ سنگ و بهانه از رگ سنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۶باشد کسی که سر خوی او ز جام دل
  2. شمارهٔ ۸۰۷گل کی نهد از ناز قدم بر سر بلبل
  3. شمارهٔ ۸۰۸خنجر مژگان او زد زخم پنهانی به دل
  4. شمارهٔ ۸۰۹چو گل ز فیض صبوحی پر است جام جمال
  5. شمارهٔ ۸۱۰از فیض عشق دید بسی فتح باب دل
  6. شمارهٔ ۸۱۱از نور بندگیست فروغ جبین دل
  7. شمارهٔ ۸۱۲یار می آید و به استقبال
  8. شمارهٔ ۸۱۳می گشاید چشم بستن قفل درهای وصال
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.