پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۶

باشد کسی که سر خوی او ز جام دل

دایم به رنگ غنچه بخندد به کام دل

کی دلنشین شود اگر از دل سخن نخاست

گوش دل آمده شنوای کلام دل

از خصم خانگی به خدا می برم پناه

بر صفحهٔ وجود نماناد نام دل

قفل درون خانه گشادن نمی توان

یارب کسی مباد گرفتار دام دل

حال دل ابتر است بخر سوز درد عشق

سر رشته ایست آه برای نظام دل

هرگز به من ز نار دو چشمت نگشت چار

نشنیدی از زبان نگاهم پیام دل

از خود برآو خلوت دل را سراغ گیر!‏

کز خویش رم نکرده نگردید رام دل

جویا نرفت لذت عشقم زکام جان

باشد مرا ز چاشنی غم قوام دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۸خنجر مژگان او زد زخم پنهانی به دل
  2. شمارهٔ ۸۰۹چو گل ز فیض صبوحی پر است جام جمال
  3. شمارهٔ ۸۱۰از فیض عشق دید بسی فتح باب دل
  4. شمارهٔ ۸۱۱از نور بندگیست فروغ جبین دل
  5. شمارهٔ ۸۱۲یار می آید و به استقبال
  6. شمارهٔ ۸۱۳می گشاید چشم بستن قفل درهای وصال
  7. شمارهٔ ۸۱۴بیند چو خرامیدن رنگین ترا گل
  8. شمارهٔ ۸۱۵به محشر تا سری از خاک بیرون آورم چون گل
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.