پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۱

نه همین چون نی، گلو بی دور ساغر بود خشک

موج خونم در سراپا همچو جوهر بود خشک

گرچه سر تا پا تنم در بزم حیرت بود چشم

چشم چشمش چون زره از پای تا سر بود خشک

گریه می کردم ولی از حیرت نظاره اش

اشک بر مژگان مرا چون آب خنجر بود خشک

می نوشتم نامه و خون از بنانم می چکد

حیرتی دارم که چون بال کبوتر بود خشک

دوش چون شد آتش رخسارش از می شعله ور

می چون آب آیینه ای جویا به ساغر بود خشک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۳دل از کف رفت بدگو را ز کلفت در وفور زنگ
  2. شمارهٔ ۸۰۴کشیده لاله شراب شبانه از رگ سنگ
  3. شمارهٔ ۸۰۵حسن صدا از آن دهن غنچه فام تنگ
  4. شمارهٔ ۸۰۶باشد کسی که سر خوی او ز جام دل
  5. شمارهٔ ۸۰۷گل کی نهد از ناز قدم بر سر بلبل
  6. شمارهٔ ۸۰۸خنجر مژگان او زد زخم پنهانی به دل
  7. شمارهٔ ۸۰۹چو گل ز فیض صبوحی پر است جام جمال
  8. شمارهٔ ۸۱۰از فیض عشق دید بسی فتح باب دل
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.