پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۰

از سوز دلم دیدهٔ مهجور شود خشک

هر قطرهٔ خون در تن رنجور شود خشک

ای مغبچهٔ مگشا سر خم محتسب آمد

این چشمه مباد از نظر شور شود خشک

هر سر که در او زمزمهٔ عشق نباشد

امید که چون کاسهٔ طنبور شود خشک

هرگز نبرد نام می از مرده دلی ها

یارب لب زاهد چو لب گور شود خشک

آن زخم که لب تشنهٔ آب دم تیغ است

مپسند که همچون لب مخمور شود خشک

جویا ز تف آتش دل سیل سرشکم

چون آینه در دیدهٔ مهجور شود خشک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۲در تنم از خون نمی گذاشت فریاد
  2. شمارهٔ ۸۰۳دل از کف رفت بدگو را ز کلفت در وفور زنگ
  3. شمارهٔ ۸۰۴کشیده لاله شراب شبانه از رگ سنگ
  4. شمارهٔ ۸۰۵حسن صدا از آن دهن غنچه فام تنگ
  5. شمارهٔ ۸۰۶باشد کسی که سر خوی او ز جام دل
  6. شمارهٔ ۸۰۷گل کی نهد از ناز قدم بر سر بلبل
  7. شمارهٔ ۸۰۸خنجر مژگان او زد زخم پنهانی به دل
  8. شمارهٔ ۸۰۹چو گل ز فیض صبوحی پر است جام جمال
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.