پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۸

غیر از دلم که بی تو در او گشته داغ جمع

در کلبه ای که دیده هزاران چراغ جمع؟

آن را که به باد هوا و هوس نداد

از دستبرد تفرقه باشد دماغ جمع

از یاد شمع روی تو در پردهٔ دلم

فانوس وارگشته فروغ چراغ جمع

زآن چشم و عارض و خط مشکین دلم شکفت

یا گشته نرگس و گل و سنبل به باغ جمع

زاید هزار فتنه ازو تا به صبحدم

گردد شبی به دختر رزگر ایاغ جمع

در بند عشق، طالب آسودگی مباش

دلبستگی عجب که شود با فراغ جمع

جویا بیا که فصل گل و لاله می رود

هستند دوستان همه در باغ و راغ جمع

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹۰میستاند باج از صرصر نگاه تند خلق
  2. شمارهٔ ۷۹۱هر سبزه سراپای زبانست در این باغ
  3. شمارهٔ ۷۹۲گر نیست آفتاب برین در کمین برف
  4. شمارهٔ ۷۹۳ز فیض باده شود پیکر ضعیف شگرف
  5. شمارهٔ ۷۹۴جمله عالم را هویدا کرد عشق
  6. شمارهٔ ۷۹۵هر که بگشاید زبان نطق بیجا پیش خلق
  7. شمارهٔ ۷۹۶رفتم اما بی تو بس بی طاقتم داد از فراق
  8. شمارهٔ ۷۹۷در کسب هوا کوش که آزاد کند مشک
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.