پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۹

بود از سوز دلم هر قطره خون در تن چراغ

پیش ازان دم کز شرر در سنگ شد روشن چراغ

آهم از سوزت چراغ دودمان شعله است

می توانم کردن از باد نفس روشن چراغ

برقع افکندیز رخسار و بسی شرمنده است

پیش رویت ماه، چون در وادی ایمن چراغ

مردن آسا نگر کز چشم پوشیدن رود

گرچه دارد خون صد پروانه بر گردن چراغ

می نماید از نگاه عارفان حال درون

نور دل از دیده میتابد چو از روزن چراغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹۱هر سبزه سراپای زبانست در این باغ
  2. شمارهٔ ۷۹۲گر نیست آفتاب برین در کمین برف
  3. شمارهٔ ۷۹۳ز فیض باده شود پیکر ضعیف شگرف
  4. شمارهٔ ۷۹۴جمله عالم را هویدا کرد عشق
  5. شمارهٔ ۷۹۵هر که بگشاید زبان نطق بیجا پیش خلق
  6. شمارهٔ ۷۹۶رفتم اما بی تو بس بی طاقتم داد از فراق
  7. شمارهٔ ۷۹۷در کسب هوا کوش که آزاد کند مشک
  8. شمارهٔ ۷۹۸لعل لب او راست ز رنگین سخنی رنگ
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.