پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۵

تنها نه تنگنای دلم شد خراب خط

عالم بهم برآمده از بیحساب خط

در چشم دید سرخی آن لعل نکته سنج

شنجرف سر سخن بود اندر کتاب خط

زآن روی شعله ناک چو مویی بر آتش است

بر عارضش مشاهده کن پیچ و تاب خط

نگذشته اول آنکه بطومار زلف تار

روشن نکرده است سواد کتاب خط

در چشم عاشقان ز بناگوش و پشت لب

پیداست در کتاب رخش فصل و باب خط

افتد بدام دل چو ز زنجیر شد رها

گه داغ زلف یارم و گاهی کباب خط

جویا به روز ابر خوش آینده است می

سرمست باش شد چو رخش در نقاب خط

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۷چو بیند آن عذار لاله گون شمع
  2. شمارهٔ ۷۸۸غیر از دلم که بی تو در او گشته داغ جمع
  3. شمارهٔ ۷۸۹بود از سوز دلم هر قطره خون در تن چراغ
  4. شمارهٔ ۷۹۰میستاند باج از صرصر نگاه تند خلق
  5. شمارهٔ ۷۹۱هر سبزه سراپای زبانست در این باغ
  6. شمارهٔ ۷۹۲گر نیست آفتاب برین در کمین برف
  7. شمارهٔ ۷۹۳ز فیض باده شود پیکر ضعیف شگرف
  8. شمارهٔ ۷۹۴جمله عالم را هویدا کرد عشق
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.