پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۲

چون شدم از خویش ره در بزم یارم داده اند

رفته ام تا از میان جا در کنارم داده اند

بر مآل خویش خندم یا به اوضاع زمان

من که همچون گل یک خنده وارم داده اند

هر سر مو جوش وحدت می زند بر پیکرم

تا ز دل پیمانهٔ لبریز یارم داده اند

چون گل داغش بخندد در فضای سینه ام

دیدهٔ گریان تر از ابر بهارم داده اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۴می‌رود ظلمت چو خورشید از کمین پیدا شود
  2. شمارهٔ ۵۷۵می توان صد عمر داد ناله و فریاد داد
  3. شمارهٔ ۵۷۶شکست از جوش غم بازار رنگم ناله پیدا شد
  4. شمارهٔ ۵۷۷نه تنها بی تو رنگ از روی گل آزاد برخیزد
  5. شمارهٔ ۵۷۸عاقلان موعظه را زیب ده هوش کنند
  6. شمارهٔ ۵۷۹ز چشمم جز سرشک لعل‌گون بیرون نمی‌آید
  7. شمارهٔ ۵۸۰لاله آسا هر که در عشق تو خون آشام شد
  8. شمارهٔ ۵۸۱بی تو چشمم حلقهٔ گلدام حیرانی مباد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.