پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۷

نه تنها بی تو رنگ از روی گل آزاد برخیزد

که بو از غنچه چون آه از دل ناشاد برخیزد

زخاکم آن قدر بود بهار درد می آید

که چون گردم نشیند بر زمین فریاد برخیزد

زهجرت اشک خونین ریخت دردآلود از چشمم

به رنگ لاله ای کز تربت فرهاد برخیزد

عروج رتبه در پستی نماید خویش را جویا

سبک سیری که در راه طلب افتاد برخیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۹ز چشمم جز سرشک لعل‌گون بیرون نمی‌آید
  2. شمارهٔ ۵۸۰لاله آسا هر که در عشق تو خون آشام شد
  3. شمارهٔ ۵۸۱بی تو چشمم حلقهٔ گلدام حیرانی مباد
  4. شمارهٔ ۵۸۲زفن خویش نفعی اهل فن هرگز نمی یابد
  5. شمارهٔ ۵۸۳کس به سعی از پای دل زنجیر نتواند گشود
  6. شمارهٔ ۵۸۴بی تو دل در خوردن غم مرغ آتشخوار بود
  7. شمارهٔ ۵۸۵سرخی از لعل تو زایل به مکیدن نشود
  8. شمارهٔ ۵۸۶زهجرت همچو خارا در تنم آتش نهان باشد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.