پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۱

بی تو چشمم حلقهٔ گلدام حیرانی مباد

دود دل مرغولهٔ زلف پریشانی مباد

حد طبعم لباسی برنتابد شعله وار

بر تنم جز جامهٔ چسپان عریانی مباد

دل چو گردد آب کوه صبر را از جا کند

کشتی ام یارب در این سیلاب طوفانی مباد

غیر من جویا به بزم رقص آن طاووس خلد

دیگری سرگشتهٔ گرداب حیرانی مباد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۳کس به سعی از پای دل زنجیر نتواند گشود
  2. شمارهٔ ۵۸۴بی تو دل در خوردن غم مرغ آتشخوار بود
  3. شمارهٔ ۵۸۵سرخی از لعل تو زایل به مکیدن نشود
  4. شمارهٔ ۵۸۶زهجرت همچو خارا در تنم آتش نهان باشد
  5. شمارهٔ ۵۸۷دلا ببال که روزی غبار خواهی شد
  6. شمارهٔ ۵۸۸غنچه تا بگشود لب، خونین‌دلم آمد به یاد
  7. شمارهٔ ۵۸۹گل داغ سر پرشور سودا عالمی دارد
  8. شمارهٔ ۵۹۰شور خندیدن گل چون به سر جوش آید
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.