پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۵

می توان صد عمر داد ناله و فریاد داد

آه از این کم فرصتی این عمر بی بنیاد داد

عاشقان زار را با قوت بازو چه کار

داد از دست اداهای تو ای فرهاد داد

جسم خاکی حجاب صورت معنی شود

این غبار راه هستی را توان بر باد داد

غنچه آسا هر که جویا دل به بند زر نهاد

آبرو را از پریشانی چو گل بر باد داد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۷نه تنها بی تو رنگ از روی گل آزاد برخیزد
  2. شمارهٔ ۵۷۸عاقلان موعظه را زیب ده هوش کنند
  3. شمارهٔ ۵۷۹ز چشمم جز سرشک لعل‌گون بیرون نمی‌آید
  4. شمارهٔ ۵۸۰لاله آسا هر که در عشق تو خون آشام شد
  5. شمارهٔ ۵۸۱بی تو چشمم حلقهٔ گلدام حیرانی مباد
  6. شمارهٔ ۵۸۲زفن خویش نفعی اهل فن هرگز نمی یابد
  7. شمارهٔ ۵۸۳کس به سعی از پای دل زنجیر نتواند گشود
  8. شمارهٔ ۵۸۴بی تو دل در خوردن غم مرغ آتشخوار بود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.