پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۴

می‌رود ظلمت چو خورشید از کمین پیدا شود

غم نهان گردد چو آن نازآفرین پیدا شود

در رم گم شد دل از همراهی سیل سرشک

عاقبت در کوچه بند آستین پیدا شود

شبنمی را کی بود تاب فروغ آفتاب

محو گردم هر کجا آن مه جبین پیدا شود

ظلمت کلفت برد جویا زدل از یک نگاه

شمع من چون با عذار آتشین پیدا شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۶شکست از جوش غم بازار رنگم ناله پیدا شد
  2. شمارهٔ ۵۷۷نه تنها بی تو رنگ از روی گل آزاد برخیزد
  3. شمارهٔ ۵۷۸عاقلان موعظه را زیب ده هوش کنند
  4. شمارهٔ ۵۷۹ز چشمم جز سرشک لعل‌گون بیرون نمی‌آید
  5. شمارهٔ ۵۸۰لاله آسا هر که در عشق تو خون آشام شد
  6. شمارهٔ ۵۸۱بی تو چشمم حلقهٔ گلدام حیرانی مباد
  7. شمارهٔ ۵۸۲زفن خویش نفعی اهل فن هرگز نمی یابد
  8. شمارهٔ ۵۸۳کس به سعی از پای دل زنجیر نتواند گشود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.