پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۱

ای خضر هر که مست شراب جنون بود

حاشا که در متابعت رهنمون بود

دور از تو ذره ذرهٔ من دشمن همند

سوهان استخوان تنم موج خون بود

جام فلک تهی است مدام از می مراد

یارب که تا به حشر چنین سرنگون بود

گویا حرام باد غم عالم ار خوریم

ما را که در پیاله می لعلگون بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۳سرو من چون به سر شوخی انداز آمد
  2. شمارهٔ ۵۷۴می‌رود ظلمت چو خورشید از کمین پیدا شود
  3. شمارهٔ ۵۷۵می توان صد عمر داد ناله و فریاد داد
  4. شمارهٔ ۵۷۶شکست از جوش غم بازار رنگم ناله پیدا شد
  5. شمارهٔ ۵۷۷نه تنها بی تو رنگ از روی گل آزاد برخیزد
  6. شمارهٔ ۵۷۸عاقلان موعظه را زیب ده هوش کنند
  7. شمارهٔ ۵۷۹ز چشمم جز سرشک لعل‌گون بیرون نمی‌آید
  8. شمارهٔ ۵۸۰لاله آسا هر که در عشق تو خون آشام شد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.