پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۰

از گریه دیده ای که سفیدش نمی کنند

روشن سواد سرمهٔ دیدش نمی کنند

با درد و غم کسی که نه امروز صبر کرد

فردا به جام صاف امیدش می کنند

دیوانه ای که شسته زامید و بیم دست

پابند دام وعد وعیدش نمی کنند

جویا چو گل کسی که دهانش دریده نیست

محروم بزم گفت و شنیدش نمی کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۲چون شدم از خویش ره در بزم یارم داده اند
  2. شمارهٔ ۵۷۳سرو من چون به سر شوخی انداز آمد
  3. شمارهٔ ۵۷۴می‌رود ظلمت چو خورشید از کمین پیدا شود
  4. شمارهٔ ۵۷۵می توان صد عمر داد ناله و فریاد داد
  5. شمارهٔ ۵۷۶شکست از جوش غم بازار رنگم ناله پیدا شد
  6. شمارهٔ ۵۷۷نه تنها بی تو رنگ از روی گل آزاد برخیزد
  7. شمارهٔ ۵۷۸عاقلان موعظه را زیب ده هوش کنند
  8. شمارهٔ ۵۷۹ز چشمم جز سرشک لعل‌گون بیرون نمی‌آید
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.