پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۶

زورآوران که پنجهٔ افلاک می برند

در کاسهٔ امل چه به جز خاک می برند

آنانکه شبنم گل شب زنده داری اند

فیض سحر به دیدهٔ نمناک می برند

آنجا که نوش داروی شادی دهند ساز

البته نسخه از ورق تاک می برند

پروانه طینتان که به شمع یقین رسند

بال پرش ز شعلهٔ ادراک می برند

مردان به روی خاک سربندگی نهند

زان پیشتر که سر به ته خاک می برند

آیینه خاطران که به روی تو واله اند

بس فیضها که از نظر پاک می برند

در زیر خاک واصل دریای رحمت اند

آنانکه چون حباب دل پاک می برند

از بهر قوت وقت سرانجام راه را

رشندلان ز شعلهٔ ادراک می برند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۸دلها بسی بر آتش حسنش سپند شد
  2. شمارهٔ ۵۶۹چون به صحرا نکهت آن زلف شبگون می‌رود
  3. شمارهٔ ۵۷۰از گریه دیده ای که سفیدش نمی کنند
  4. شمارهٔ ۵۷۱ای خضر هر که مست شراب جنون بود
  5. شمارهٔ ۵۷۲چون شدم از خویش ره در بزم یارم داده اند
  6. شمارهٔ ۵۷۳سرو من چون به سر شوخی انداز آمد
  7. شمارهٔ ۵۷۴می‌رود ظلمت چو خورشید از کمین پیدا شود
  8. شمارهٔ ۵۷۵می توان صد عمر داد ناله و فریاد داد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.