پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۴

عاشق از بیداد دل آزار بی حد می کشد

هر چه هر کس می کشد از پهلوی خود می کشد

تا به آسانی تواند عقده دل را گشود

همچو ناخن استخوان پهلویم قد می کشد

بد بگو ناصح مرا وز خوب و زشت او مگو

دل به آن رخسار اگر نیک است اگر بد می کشد

خط او نام خدا بسیار رنگین جلوه است

خون به خود این سبزه جای آب از آن خد می کشد

کافرم جویاگر انگشتی ز انگشتر بدید

هر قدر تنگی دل از چرخ زبرجد می کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۶هر شعلهٔ آهی که ز بیمار تو خیزد
  2. شمارهٔ ۴۲۷آینه بی یاری سیماب بی حاصل بود
  3. شمارهٔ ۴۲۸دل از ازل چو غنچه گریبان دریده بود
  4. شمارهٔ ۴۲۹در وسعتگه مشرب به رخم واکردند
  5. شمارهٔ ۴۳۰نوبهار آمد و گلزار صفایی دارد
  6. شمارهٔ ۴۳۱هر موج خون به سینه مرا تیغ کین زند
  7. شمارهٔ ۴۳۲روبرو گردد چو با آیینهٔ شرمین می شود
  8. شمارهٔ ۴۳۳آنچه با دل چشم آن ترک ستمگر می کند
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.