پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۳

چو شمع جلوه شب‌ها عارض جانانه می‌سوزد

نگه در دیده‌ام بی‌تاب چون پروانه می‌سوزد

سراپا محشر پروانه‌ام بی‌شمع رخساری

به تن هر قطره خونم بس که بی‌تابانه می‌سوزد

دمی بی‌شغل عشقت نیست دل در سینه می‌دانم

که این کودک ز آتش‌بازی آخر خانه می‌سوزد

شبی کز گرم‌خونی‌های مینا چهره افروزی

ز عکست می چو داغ لاله در پیمانه می‌سوزد

ز شمع جلوه‌اش بزمِ که روشن گشته است امشب

که بر بی‌تابی‌ام جویا دلِ پروانه می‌سوزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۵دل که در او سوز عشق راه ندارد
  2. شمارهٔ ۴۲۶هر شعلهٔ آهی که ز بیمار تو خیزد
  3. شمارهٔ ۴۲۷آینه بی یاری سیماب بی حاصل بود
  4. شمارهٔ ۴۲۸دل از ازل چو غنچه گریبان دریده بود
  5. شمارهٔ ۴۲۹در وسعتگه مشرب به رخم واکردند
  6. شمارهٔ ۴۳۰نوبهار آمد و گلزار صفایی دارد
  7. شمارهٔ ۴۳۱هر موج خون به سینه مرا تیغ کین زند
  8. شمارهٔ ۴۳۲روبرو گردد چو با آیینهٔ شرمین می شود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.