پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۲

شب که در صحن چمن آن مست مل خوابیده بود

در ته یک پیرهن با بوی گل خوابیده بود

هر که با قد دو تا دست از سیه کاری نداشت

آه از غفلت که بر بالای پل خوابیده بود

پست بود آوازهٔ گردون ز شور ناله ام

پیش افغانم صدای این دهل خوابیده بود

دست و پای سعیم از بی طالعی ها بسته شد

ورنه عریان در برم آن مست شل خوابیده بود

محتسب جویا به دور چشم او شب تا سحر

بی تعصب بر بساط صلح کل خوابیده بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۴شکوه عشق به پا سقف آسمان دارد
  2. شمارهٔ ۴۰۵چو شوخ چشمی خود را ز روی آینه دید
  3. شمارهٔ ۴۰۶شور آمد آمد صد مدعا گردد بلند
  4. شمارهٔ ۴۰۷توصیف تو از بشر نیاید
  5. شمارهٔ ۴۰۸جگر در تشنگی جان‌بخشیی کز آب می‌بیند
  6. شمارهٔ ۴۰۹نجابت هر که با دولت چو خورشید برین دارد
  7. شمارهٔ ۴۱۰چو دست جرأتش طرح شکار شیر می‌ریزد
  8. شمارهٔ ۴۱۱لبت از خود شراب می طلبد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.