پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۵

چو شوخ چشمی خود را ز روی آینه دید

از آن فرنگ حیا لاله لاله رنگ چید

میان چاه زنخدان او نشان یابد

کسیکه پای دلش در ره هوس لغزید

اسیر زلف و رخ و خال و خط به مدرس عشق

بود چنانکه شناسد کسی سیاه و سفید

به کام مرده دلان ریختی زلال حیات

لبت چو در جسد نای روح نغمه دمید

زتیغ بازی برق نگاه او امروز

ز روی باده کشان شعله شعله رنگ پرید

بسان طائر ذی بال می پرانیدند

اگر چو جویا می داشت پیر خم دومرید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۷توصیف تو از بشر نیاید
  2. شمارهٔ ۴۰۸جگر در تشنگی جان‌بخشیی کز آب می‌بیند
  3. شمارهٔ ۴۰۹نجابت هر که با دولت چو خورشید برین دارد
  4. شمارهٔ ۴۱۰چو دست جرأتش طرح شکار شیر می‌ریزد
  5. شمارهٔ ۴۱۱لبت از خود شراب می طلبد
  6. شمارهٔ ۴۱۲چون مصور صورت آن جان جانان می‌کشد
  7. شمارهٔ ۴۱۳بس که از حیرت به جا در اول رفتار ماند
  8. شمارهٔ ۴۱۴کسیکه رفتن ازین نشئه در نظر دارد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.