پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۶

شور آمد آمد صد مدعا گردد بلند

در دل شب چون زلب نام خدا گردد بلند

قمری مستی ست پنداری به پرواز آمده

چون کف خاکستر ما بر هوا گردد بلند

صفحهٔ تصویر سازد پرده های گوش را

چون به یاد عارضی فریاد ما گردد بلند

بی تو سرو آه از بالای ضعف پیکرم

همچو قد کودکان در سالها گردد بلند

سرو او چون جلوه پیرایی کند در صحن باغ

نخل را از هر ورق دست دعا گردد بلند

بر مآل کار خود غیر از کف افسوس نیست

هر کجا بر عاجزی دست جفا گردد بلند

این به طور آن غزل جویا که خان فرموده اند

گر زپای افتاده ای دست دعا گردد بلند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۸جگر در تشنگی جان‌بخشیی کز آب می‌بیند
  2. شمارهٔ ۴۰۹نجابت هر که با دولت چو خورشید برین دارد
  3. شمارهٔ ۴۱۰چو دست جرأتش طرح شکار شیر می‌ریزد
  4. شمارهٔ ۴۱۱لبت از خود شراب می طلبد
  5. شمارهٔ ۴۱۲چون مصور صورت آن جان جانان می‌کشد
  6. شمارهٔ ۴۱۳بس که از حیرت به جا در اول رفتار ماند
  7. شمارهٔ ۴۱۴کسیکه رفتن ازین نشئه در نظر دارد
  8. شمارهٔ ۴۱۵خون جگر زهر بن مو بی تو سر شود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.