پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۴

کسیکه رفتن ازین نشئه در نظر دارد

به قدر طول سفر زاد راه بردارد

فریب خوردهٔ دولت قرین آفتهاست

زموج آب گهر کشتیش خطر دارد

کسیکه آن مژه گردیده تکیه گاه دلش

هزار نشتر الماس در جگر دارد

بود نهایت سیر فغان زلب تا گوش

ز دل چو ناله برآید به دل اثر دارد

خوش است بی سر و پایی ولی زخود رفتن

زحق نمی گذرم عالمی دگر دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۶مشو دل تنگ چون از عارضش خط سر برون آرد
  2. شمارهٔ ۴۱۷مهر را آن حسن سرکش گرم بیتابی کند
  3. شمارهٔ ۴۱۸عبث دل از غم آن شوخ کافرکیش می‌پیچد
  4. شمارهٔ ۴۱۹با رقیبان مکن الفت به محبت سوگند
  5. شمارهٔ ۴۲۰چنان ز نکهت زلفش هوا معطر شد
  6. شمارهٔ ۴۲۱در کنار خویش هر کس آن برو دوش آورد
  7. شمارهٔ ۴۲۲دعای صبح محرومان هم آغوش اثر خیزد
  8. شمارهٔ ۴۲۳چو شمع جلوه شب‌ها عارض جانانه می‌سوزد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.