پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۰

چنان ز نکهت زلفش هوا معطر شد

که از نفس رگ جانم فتیله عنبر شد

مراد مرد ترقی است در مراتب عشق

اگر نه به شد داغ دل تو بهتر شد

بتی که نرگس مستش بلای جان و دل است

کشید سرمه به چشم این بلای دیگر شد

ز سر نامهٔ دل تا دلت شود آگاه

پرید رنگ چو از چهره ام کبوتر شد

نبرد شیر فلک عار باشدش جویا

کسیکه چون تو سگ آستان حیدر شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۲دعای صبح محرومان هم آغوش اثر خیزد
  2. شمارهٔ ۴۲۳چو شمع جلوه شب‌ها عارض جانانه می‌سوزد
  3. شمارهٔ ۴۲۴عاشق از بیداد دل آزار بی حد می کشد
  4. شمارهٔ ۴۲۵دل که در او سوز عشق راه ندارد
  5. شمارهٔ ۴۲۶هر شعلهٔ آهی که ز بیمار تو خیزد
  6. شمارهٔ ۴۲۷آینه بی یاری سیماب بی حاصل بود
  7. شمارهٔ ۴۲۸دل از ازل چو غنچه گریبان دریده بود
  8. شمارهٔ ۴۲۹در وسعتگه مشرب به رخم واکردند
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.