پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۱

در کنار خویش هر کس آن برو دوش آورد

آفتابی را چو ماه نو در آغوش آورد

جیب صبح از رشک بر باد دریدن می رود

گر صبا بویی از آن نسرین بناگوش آورد

کافرم گر هیچ هندو با مسلمان کرده است

بر سر دل آنچه آن چشم قدح نوش آورد

چون کلاه ناز بر سر کج نهد خورشید من

آسمان را از مه نو حلقه در گوش آورد

می رود بر باد سرپوش فلک همچون حباب

گر دلی را آتش شوق تو در جوش آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۳چو شمع جلوه شب‌ها عارض جانانه می‌سوزد
  2. شمارهٔ ۴۲۴عاشق از بیداد دل آزار بی حد می کشد
  3. شمارهٔ ۴۲۵دل که در او سوز عشق راه ندارد
  4. شمارهٔ ۴۲۶هر شعلهٔ آهی که ز بیمار تو خیزد
  5. شمارهٔ ۴۲۷آینه بی یاری سیماب بی حاصل بود
  6. شمارهٔ ۴۲۸دل از ازل چو غنچه گریبان دریده بود
  7. شمارهٔ ۴۲۹در وسعتگه مشرب به رخم واکردند
  8. شمارهٔ ۴۳۰نوبهار آمد و گلزار صفایی دارد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.