پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۸

عبث دل از غم آن شوخ کافرکیش می‌پیچد

که گردد عقده محکم هر قدر بر خویش می‌پیچد

نپردازد به خود با آنکه از آشفتگی زلفش

ندانم این قدر چون بر من درویش می‌پیچد

نباشد گرد بادآسا تمیزی اهل دنیا را

به دامن هر گل و خاری که آید پیش می‌پیچد

خوشی هرگز نبیند هرکه بدخواهی است آیینش

به خو پیوسته همچون مار ظلم‌اندیش می‌پیچد

به قدر خواهشت دنیا اسیر خویشتن سازد

تو گر جویا به دنیا بیش پیچی بیش می‌پیچد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۰چنان ز نکهت زلفش هوا معطر شد
  2. شمارهٔ ۴۲۱در کنار خویش هر کس آن برو دوش آورد
  3. شمارهٔ ۴۲۲دعای صبح محرومان هم آغوش اثر خیزد
  4. شمارهٔ ۴۲۳چو شمع جلوه شب‌ها عارض جانانه می‌سوزد
  5. شمارهٔ ۴۲۴عاشق از بیداد دل آزار بی حد می کشد
  6. شمارهٔ ۴۲۵دل که در او سوز عشق راه ندارد
  7. شمارهٔ ۴۲۶هر شعلهٔ آهی که ز بیمار تو خیزد
  8. شمارهٔ ۴۲۷آینه بی یاری سیماب بی حاصل بود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.