پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۷

مهر را آن حسن سرکش گرم بیتابی کند

خون به دل یاقوت را آن لعل عنابی کند

آنقدر بر خویش می پیچم به یاد طره ای

کز دلم تا دیده صد جا اشک گردابی کند

تا بگیرد ارتفاع کوکب حسن ترا

مهر پیر چرخ را در کف سطرلابی کند

چشم آن دارم ز درد او که مانند حباب

خانهٔ تن را زجوش گریه سیلابی کند

بی تو شبها پای تا سر محشر پروانه ام

در تنم هر قطرهٔ خون بسکه بی تابی کند

تا نفس داریم جویا خاکساری می کنیم

غیر گو یک چند خانی بلکه نوابی کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۹با رقیبان مکن الفت به محبت سوگند
  2. شمارهٔ ۴۲۰چنان ز نکهت زلفش هوا معطر شد
  3. شمارهٔ ۴۲۱در کنار خویش هر کس آن برو دوش آورد
  4. شمارهٔ ۴۲۲دعای صبح محرومان هم آغوش اثر خیزد
  5. شمارهٔ ۴۲۳چو شمع جلوه شب‌ها عارض جانانه می‌سوزد
  6. شمارهٔ ۴۲۴عاشق از بیداد دل آزار بی حد می کشد
  7. شمارهٔ ۴۲۵دل که در او سوز عشق راه ندارد
  8. شمارهٔ ۴۲۶هر شعلهٔ آهی که ز بیمار تو خیزد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.