پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۶

مشو دل تنگ چون از عارضش خط سر برون آرد

که این آیینه حسن دیگر از جوهر برون آرد

به شوق آن گل رخسار از بلبل عجب نبود

به رنگ غنچه گر در بیضه بال و پر برون آرد

اگر اشکی فرو ریزم ز مژگان خون می ریزد

وگر آهی برآرم از جگر خنجر برون آرد

در مقصود افتاد از کفم در بحر نومیدی

مگر غواص لطف ساقی کوثر برون آرد

عجب نبود ز شوق باده‌نوشی‌های من جویا

چو لاله از نهاد سنگ اگر ساغر برون آرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۸عبث دل از غم آن شوخ کافرکیش می‌پیچد
  2. شمارهٔ ۴۱۹با رقیبان مکن الفت به محبت سوگند
  3. شمارهٔ ۴۲۰چنان ز نکهت زلفش هوا معطر شد
  4. شمارهٔ ۴۲۱در کنار خویش هر کس آن برو دوش آورد
  5. شمارهٔ ۴۲۲دعای صبح محرومان هم آغوش اثر خیزد
  6. شمارهٔ ۴۲۳چو شمع جلوه شب‌ها عارض جانانه می‌سوزد
  7. شمارهٔ ۴۲۴عاشق از بیداد دل آزار بی حد می کشد
  8. شمارهٔ ۴۲۵دل که در او سوز عشق راه ندارد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.