پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۵

خون جگر زهر بن مو بی تو سر شود

هر موی بر تنم زغمت نیشتر شود

بویش نشان زگرد رهی می دهد مرا

ترسم ز سیر گل غم دل بیشتر شود

در باغ رنگ گل چو دل غنچه بشکند

هرگه به ناز نوگل من جلوه گر شود

عیش شباب را غم پیری بود ز پی

باشد خمار بادهٔ شب چون سحر شود

در سیر باغ بیشتر از خویش می روم

دور از تو رنگ و بوی گلم بال و پر شود

گفتی دوای درد تو جویا بگو که چیست

وصلت بود علاج میسر اگر شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۷مهر را آن حسن سرکش گرم بیتابی کند
  2. شمارهٔ ۴۱۸عبث دل از غم آن شوخ کافرکیش می‌پیچد
  3. شمارهٔ ۴۱۹با رقیبان مکن الفت به محبت سوگند
  4. شمارهٔ ۴۲۰چنان ز نکهت زلفش هوا معطر شد
  5. شمارهٔ ۴۲۱در کنار خویش هر کس آن برو دوش آورد
  6. شمارهٔ ۴۲۲دعای صبح محرومان هم آغوش اثر خیزد
  7. شمارهٔ ۴۲۳چو شمع جلوه شب‌ها عارض جانانه می‌سوزد
  8. شمارهٔ ۴۲۴عاشق از بیداد دل آزار بی حد می کشد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.