پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۳

بس که از حیرت به جا در اول رفتار ماند

می توان رنگ از رخم چون گرد از دامن فشاند

ساقی امشب کوتهی در دادن پیمانه کرد

ورنه از خود رفتنم آخر به جایی می رساند

بسکه لعل آبدار او لطیف آید به چشم

می توان از پرده های دیده این می را چکاند

با نسیم امروز اعجاز دم روح اللهیست

از مزار ما کف خاکی به دامانش رساند

آنکه شد جویا سبکبار علایق چون مسیح

توسن اقبال را در ساحت گردون جهاند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۵خون جگر زهر بن مو بی تو سر شود
  2. شمارهٔ ۴۱۶مشو دل تنگ چون از عارضش خط سر برون آرد
  3. شمارهٔ ۴۱۷مهر را آن حسن سرکش گرم بیتابی کند
  4. شمارهٔ ۴۱۸عبث دل از غم آن شوخ کافرکیش می‌پیچد
  5. شمارهٔ ۴۱۹با رقیبان مکن الفت به محبت سوگند
  6. شمارهٔ ۴۲۰چنان ز نکهت زلفش هوا معطر شد
  7. شمارهٔ ۴۲۱در کنار خویش هر کس آن برو دوش آورد
  8. شمارهٔ ۴۲۲دعای صبح محرومان هم آغوش اثر خیزد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.