پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۱

لبت از خود شراب می طلبد

دلم از خود کباب می طلبد

از می لاله گون لبی ترکن

باغ حسن تو آب می طلبد

هر که از شوخی تو آگاه است

از درنگت شتاب می طلبد

به رخش آنکه گرم می بیند

زآن گل رو گلاب می طلبد

دلم از نسبت لبش جویا

بادهٔ لعل ناب می طلبد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۳بس که از حیرت به جا در اول رفتار ماند
  2. شمارهٔ ۴۱۴کسیکه رفتن ازین نشئه در نظر دارد
  3. شمارهٔ ۴۱۵خون جگر زهر بن مو بی تو سر شود
  4. شمارهٔ ۴۱۶مشو دل تنگ چون از عارضش خط سر برون آرد
  5. شمارهٔ ۴۱۷مهر را آن حسن سرکش گرم بیتابی کند
  6. شمارهٔ ۴۱۸عبث دل از غم آن شوخ کافرکیش می‌پیچد
  7. شمارهٔ ۴۱۹با رقیبان مکن الفت به محبت سوگند
  8. شمارهٔ ۴۲۰چنان ز نکهت زلفش هوا معطر شد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.