پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۹

هر کس شود اسیر تو بالا بلند شوخ

از خود رود به دوش فغان چون پسند شوخ

بیرون کسی ز دائرهٔ حکم زلف نیست

برگردن که حلقه نزد این کمند شوخ

ترسم که چون نبات لبش را دهد گداز

ترخنده های آن صنم نوش خند شوخ

شلاق تر زنرگس بیمار او کجاست

خواهی اگر مصاحبت دردمند شوخ

از باد پای عمر مجو آرمیدگی

جویا عنان گسسته رود این سمند شوخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۱بیشتر سرگشتگی زین چرخ پرفن می‌کشد
  2. شمارهٔ ۴۰۲شب که در صحن چمن آن مست مل خوابیده بود
  3. شمارهٔ ۴۰۳دل وارسته را پروای سیم و زر نمی‌باشد
  4. شمارهٔ ۴۰۴شکوه عشق به پا سقف آسمان دارد
  5. شمارهٔ ۴۰۵چو شوخ چشمی خود را ز روی آینه دید
  6. شمارهٔ ۴۰۶شور آمد آمد صد مدعا گردد بلند
  7. شمارهٔ ۴۰۷توصیف تو از بشر نیاید
  8. شمارهٔ ۴۰۸جگر در تشنگی جان‌بخشیی کز آب می‌بیند
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.