پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۶

ریزد از هر حلقهٔ آن زلف عنبر بار کج

صاف کیفیت به رنگ ساغر سرشار کج

ای که با قد دو تا مست شراب غفلتی

خواب راحت می کنی در سایهٔ دیوار کج

مستی چشم تو از کج کج نگاهی ظاهر است

زود رسوا می شود می نوش از رفتار کج

از رعونت مرد را نقصان به مردی می رسد

زودتر گردد جدا از فرق سر دستار کج

کی رود از خاطرم مژگان بر گردیده اش

چون توان کردن رها دامان دل زین خار کج

گوئیا ماریست جویا پاسبان گنج حسن

بر کنار عارض او زلف عنبر بار کج

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۸با صفای سینه دایم توامانم همچو صبح
  2. شمارهٔ ۳۹۹هر کس شود اسیر تو بالا بلند شوخ
  3. شمارهٔ ۴۰۰نوبهار است و شد از بسکه فراوان گل سرخ
  4. شمارهٔ ۴۰۱بیشتر سرگشتگی زین چرخ پرفن می‌کشد
  5. شمارهٔ ۴۰۲شب که در صحن چمن آن مست مل خوابیده بود
  6. شمارهٔ ۴۰۳دل وارسته را پروای سیم و زر نمی‌باشد
  7. شمارهٔ ۴۰۴شکوه عشق به پا سقف آسمان دارد
  8. شمارهٔ ۴۰۵چو شوخ چشمی خود را ز روی آینه دید
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.