پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۵

شد در آگاهی یکی صد زو دل دانا چو موج

محشر خورشید می گردد زند دریا چو موج

نیست مانند صدف دل بستگی با گوهرم

می زنم بر بحر پشت پای استغنا چو موج

هست سیماب دلم را زندگی در اضطراب

دارد از فیض تپیدن خویش را بر پا چو موج

می دهی جان خودنمایی را زبالای لباس

جلوه ات رنگین بود از پهلوی خارا چو موج

شهرت بی صبریت در عشق عالمگیر شد

از تپیدن طبل بی‌تابی زدی جویا چو موج

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۷دل زند پهلو به نور وادی ایمن چو صبح
  2. شمارهٔ ۳۹۸با صفای سینه دایم توامانم همچو صبح
  3. شمارهٔ ۳۹۹هر کس شود اسیر تو بالا بلند شوخ
  4. شمارهٔ ۴۰۰نوبهار است و شد از بسکه فراوان گل سرخ
  5. شمارهٔ ۴۰۱بیشتر سرگشتگی زین چرخ پرفن می‌کشد
  6. شمارهٔ ۴۰۲شب که در صحن چمن آن مست مل خوابیده بود
  7. شمارهٔ ۴۰۳دل وارسته را پروای سیم و زر نمی‌باشد
  8. شمارهٔ ۴۰۴شکوه عشق به پا سقف آسمان دارد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.