پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۴

دیدم کلاه ابروی آن کجکلاه کج

از پیچ و تاب شد به دلم تیر آه کج

کج کج بود خرام سیه مست باده را

چشمت از کند به سوی من نگاه کج

افغان دل به نالهٔ زنجیر شد بدل

بر عارضش فتاده چو زلف سیاه کج

افتاد تاج مهر به خاک از سر فلک

بر سر چو از غرور نهادی کلاه کج

جز حق پرستی راست از کس طمع مدار

کج می رود رونده چو گردید راه کج

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۶ریزد از هر حلقهٔ آن زلف عنبر بار کج
  2. شمارهٔ ۳۹۷دل زند پهلو به نور وادی ایمن چو صبح
  3. شمارهٔ ۳۹۸با صفای سینه دایم توامانم همچو صبح
  4. شمارهٔ ۳۹۹هر کس شود اسیر تو بالا بلند شوخ
  5. شمارهٔ ۴۰۰نوبهار است و شد از بسکه فراوان گل سرخ
  6. شمارهٔ ۴۰۱بیشتر سرگشتگی زین چرخ پرفن می‌کشد
  7. شمارهٔ ۴۰۲شب که در صحن چمن آن مست مل خوابیده بود
  8. شمارهٔ ۴۰۳دل وارسته را پروای سیم و زر نمی‌باشد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.