پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۳

ابروست که بر چهرهٔ دلدار بلند است

یا مطلع برجستهٔ بسیار بلند است

در ظرف خیال تو محال است درآید

پست است ترا دانش و اسرار بلند است

بگرفت دل از تربیت جسم که خانه

آید به نظر تنگ چو دیوار بلند است

هرگز چو چیده گلی از فیض بهاران

زان روی زبان گلهٔ خار بلند است

گوته بود از ساغر می دست امیدم

یا مصطبهٔ خانهٔ خمار بلند است

خود را به مکان در و دیوار نسنجی

هشدار که این مرتبه بسیار بلند است

پهلو زده بر مقطع او مطلع خورشید

جویای ترا پایهٔ افکار بلند است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۵شد در آگاهی یکی صد زو دل دانا چو موج
  2. شمارهٔ ۳۹۶ریزد از هر حلقهٔ آن زلف عنبر بار کج
  3. شمارهٔ ۳۹۷دل زند پهلو به نور وادی ایمن چو صبح
  4. شمارهٔ ۳۹۸با صفای سینه دایم توامانم همچو صبح
  5. شمارهٔ ۳۹۹هر کس شود اسیر تو بالا بلند شوخ
  6. شمارهٔ ۴۰۰نوبهار است و شد از بسکه فراوان گل سرخ
  7. شمارهٔ ۴۰۱بیشتر سرگشتگی زین چرخ پرفن می‌کشد
  8. شمارهٔ ۴۰۲شب که در صحن چمن آن مست مل خوابیده بود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.