پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۲

پیوسته عشق درصدد خودنمایی است

این سرو و قمری و گل و بلبل بهانه ای است

شبهای وصل هر مژه برهم زدن مرا

بسیار دردناک تر از تازیانه ای است

ما بیدلان غریب دیار چمن نه ایم

هر گل برای بلبل ما آشیانه ای است

در گرد سرمه حلقهٔ چشمش ز مردمک

از بهر صید طایر دل دام و دانه ای است

جویا ز خویشتن به طلب نقد مدعا

کاین پیکر ضعیف طلسم خزانه ای است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۴دیدم کلاه ابروی آن کجکلاه کج
  2. شمارهٔ ۳۹۵شد در آگاهی یکی صد زو دل دانا چو موج
  3. شمارهٔ ۳۹۶ریزد از هر حلقهٔ آن زلف عنبر بار کج
  4. شمارهٔ ۳۹۷دل زند پهلو به نور وادی ایمن چو صبح
  5. شمارهٔ ۳۹۸با صفای سینه دایم توامانم همچو صبح
  6. شمارهٔ ۳۹۹هر کس شود اسیر تو بالا بلند شوخ
  7. شمارهٔ ۴۰۰نوبهار است و شد از بسکه فراوان گل سرخ
  8. شمارهٔ ۴۰۱بیشتر سرگشتگی زین چرخ پرفن می‌کشد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.