پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵

زمی تلخ سبویی که به دست آمده است

جان شیرین من باده پرست آمده است

توبه زهد چو با شیشه می کرده مصاف

لله الحمد که بر توبه شکست آمده است

سرو بالای تو تا خاسته از مسند ناز

صد بلا بر سر ارباب نشست آمده است

چه کشی ساعد سیمین ز کفم کین ماهی

بعد چل سالم ازین بحر به شست آمده است

خاکروبی درت خواست به عرشی پر خویش

مرغ جانم که بدین پایه پست آمده است

طعن میخواری جامی چه زنی کو ز ازل

بی می و میکده از عشق تو مست آمده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷به بزم زنده دلان ذکر دی و فردا نیست
  2. شمارهٔ ۹۸در دلم زآتش تو داغ بس است
  3. شمارهٔ ۹۹نه دل بی تو ز جانی دور مانده ست
  4. شمارهٔ ۱۰۰نکرد لطف تو کاری و وقت کار گذشت
  5. شمارهٔ ۱۰۱یار بر دیده راه کرد و گذشت
  6. شمارهٔ ۱۰۲آنچه در چشمم ز یار و طلعت زیبای اوست
  7. شمارهٔ ۱۰۳با داغ تو چو لاله دلم خویش برآمده ست
  8. شمارهٔ ۱۰۴به خدا غیر خدا در دو جهان چیزی نیست
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.