پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

چندم از خویش جدا خواهی داشت

برمن این داغ روا خواهی داشت

همچو مورم به سر راه وفا

در لگد کوب جفا خواهی داشت

می کنی پی سپرم جان به فدات

اگر این رسم بپا خواهی داشت

دل من کاخ طرب خواهد بود

تا درین غمکده جا خواهی داشت

تا قبا بندی ازینسان صد دل

بسته در بند قبا خواهی داشت

صاف کردی دل خود آینه وار

روی در اهل صفا خواهی داشت

هر قضایی که رود بر جامی

نیست غم گر تو رضا خواهی داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸در دلم زآتش تو داغ بس است
  2. شمارهٔ ۹۹نه دل بی تو ز جانی دور مانده ست
  3. شمارهٔ ۱۰۰نکرد لطف تو کاری و وقت کار گذشت
  4. شمارهٔ ۱۰۱یار بر دیده راه کرد و گذشت
  5. شمارهٔ ۱۰۲آنچه در چشمم ز یار و طلعت زیبای اوست
  6. شمارهٔ ۱۰۳با داغ تو چو لاله دلم خویش برآمده ست
  7. شمارهٔ ۱۰۴به خدا غیر خدا در دو جهان چیزی نیست
  8. شمارهٔ ۱۰۵یار اگر شبرو و عیار بود باکی نیست
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.