پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۲

سبزه از طرف چمن می خیزد

خطت از برگ سمن می خیزد

لاله با داغ تو خفته ست به خاک

زان به خون غرقه کفن می خیزد

گر سبک سر ننهد تن به رهت

جان روان از سر تن می خیزد

می شود صاعقه خرمن صبر

شرری کز دل من می خیزد

یارب این نکهت مشکین ز صبا

یا ز صحرای ختن می خیزد

نه که بوی نفس جانان است

که ز اطراف یمن می خیزد

گفتمش جامی و وصف سخنت

از سخن گفت سخن می خیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۴آن سهی‌سرو چو گلگشت‌ِ لب ‌ِجو می‌کرد
  2. شمارهٔ ۲۱۵نام لبت چون به زبان می‌آید
  3. شمارهٔ ۲۱۶ناله دردناک می آید
  4. شمارهٔ ۲۱۷وقت گل خوش آن که جا بر طرف گلشن می‌کند
  5. شمارهٔ ۲۱۸شهید داغ تو فردا ز گل چو لاله برآید
  6. شمارهٔ ۲۱۹شب کجا رفتی که دور از روی تو خوابم نبرد
  7. شمارهٔ ۲۲۰چه جور ماند که برما مه صیام نکرد
  8. شمارهٔ ۲۲۱ز داغ هجر تو سوزم ز گشت باغ چه سود
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.